Latest videos
در این برنامه، نادر رفیعی به یکی از بحثبرانگیزترین و کمتر واکاویشدهترین پروندهها درباره هواپیمای فلایدبی میپردازد و روایتی متفاوت از نیت واقعی رباینده مطرح میکند.
بر اساس مطالب مطرحشده در این برنامه، موضوع فقط یک اقدام ساده برای ایجاد وحشت یا کوباندن هواپیما به زمین نبوده، بلکه ادعا میشود که قصد اصلی رباینده، هدایت هواپیما به سمت ایران بوده است؛ ادعایی که اگر درست باشد، ابعاد این پرونده را کاملاً متفاوت و پیچیدهتر نشان میدهد.
نادر رفیعی در این ویدئو تلاش میکند با نگاهی تحلیلی و صریح، به زوایای پنهان این ماجرا بپردازد و پرسشهای مهمی را مطرح کند:
- هدف واقعی رباینده چه بوده است؟
- چرا برخی ابعاد این پرونده کمتر مورد توجه قرار گرفته؟
- و آیا آنچه در رسانهها گفته شده، تمام حقیقت این ماجرا بوده است؟
اگر به افشاگریهای سیاسی، تحلیلهای جنجالی، پروندههای امنیتی و روایتهای کمتر شنیدهشده علاقه دارید، این برنامه را از دست ندهید.
تلویزیون امید ایران – OITN
با اجرای نادر رفیعی
#نادر_رفیعی #فلای_دبی #خبر_فوری #خبر_داغ #هواپیماربایی #افشاگری #ایران #اخبار_ایران #تحلیل_سیاسی #تلویزیون_امید_ایران #oitn #پرواز #هواپیما #پرونده_جنجالی #افشای_حقیقت #فلای_دبی #هواپیمای_فلایدبی
All rights reserved. Reproduction prohibited.
www.youtube.com/@Balkhestan
copyright: YS - Creative studio©
مولانا » دیوان شمس » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۱۴۰۳
آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم
آمدهام چو عقل و جان از همه دیدهها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم
آمدهام که ره زنم بر سر گنج شه زنم
آمدهام که زر برم زر نبرم خبر برم
گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
آنک ز زخم تیر او کوه شکاف میکند
پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم
گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود
تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم
آنک ز تاب روی او نور، صفا به دل کشد
و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم
در هوس خیال او همچو خیال گشتهام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت بخور نمیخوری پیش کسی دگر برم
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
All rights reserved. Reproduction prohibited.
www.youtube.com/@Balkhestan
copyright: YS - Creative studio©
مولانا بلخی » دیوان شمس » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۲۵۸۷
ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی
در خانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی
چون عهد دلم دیدی از عهد بگردیدی
چون مرغ بپریدی ای دوست کجا رفتی
در روح نظر کردی چون روح سفر کردی
از خلق حذر کردی وز خلق جدا رفتی
رفتی تو بدین زودی تو باد صبا بودی
مانندهٔ بوی گل با باد صبا رفتی
نی باد صبا بودی نی مرغ هوا بودی
از نور خدا بودی در نور خدا رفتی
ای خواجه این خانه چون شمع در این خانه
وز ننگ چنین خانه بر سقف سما رفتی
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
میدان بزکشی امروز شاهد غیرت، قدرت و مهارت سوارکاران بود.
صدای تشویق تماشاگران، گردوخاک میدان و رقابت نفسگیر، شور بزکشی را زنده کرد.
بزکشی؛ ورزش کهن افغانستان، هنوز هم دلها را میلرزاند.
#بزکشی
#مسابقه_بزکشی
#فرهنگ_افغانستان
#ورزش_سنتی
#کابل
#غیرت
#پهلوانان
#سوارکاران
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » AI
غزل شمارهٔ ۱۸۰۵
پوشیده چون جان میروی، اندر میان جانِ من
سروِ خرامان منی، ای رونق بُستان من
چون میروی، بیمن مرو، ای جانِ جان، بیتن مرو
وز چشم من بیرون مشو، ای مشعلهیْ تابان من
هفت آسمان را بردرم، وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری، در جان سرگردان من
تا آمدی اندر برم، شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدنِ تو دین من، وی روی تو ایمان من
بیپا و سر کردی مرا، بیخواب و خور کردی مرا
در پیش یعقوب اندر آ، ای یوسف کنعان من
از لطف تو چون جان شدم، وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده، در هستی پنهان من
گل جامهدر از دست تو، وی چشم نرگس مست تو
ای شاخهها آبِست تو، وی باغ بیپایان من
یک لحظه داغم میکشی، یک دم به باغم میکشی
پیش چراغم میکشی، تا وا شود چشمان من
ای جان پیش از جانها، وی کان پیش از کانها
ای آنِ بیش از آنها، ای آن من، ای آن من
چون منزل ما خاک نیست، گر تن بریزد باک نیست
اندیشهام افلاک نیست، ای وصل تو کیوان من
بر یاد روی ماه من، باشد فغان و آه من
بر بوی شاهنشاه من، هر لحظهای حیران من
ای جان چو ذره در هوا، تا شد ز خورشیدت جدا
بی تو چرا باشد؟ چرا؟ ای اصل چارارکان من
ای شه صلاحالدین من، رهدان من، رهبین من
ای فارغ از تمکین من، ای برتر از امکان من
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
All rights reserved. Reproduction prohibited.
www.youtube.com/@Balkhestan
copyright: YS - Creative studio©
مولانا » دیوان شمس » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۶۴
تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟
تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟
تو دیدی هیچ نقشی را که از نقاش بگریزد؟
تو دیدی هیچ وامق را که عذرا خواهد از عذرا؟
بود عاشق فراق اندر چو اسمی خالی از معنی
ولی معنی چو معشوقی فراغت دارد از اسما
توی دریا، منم ماهی، چنان دارم که میخواهی
بکن رحمت، بکن شاهی، که از تو ماندهام تنها
ایا شاهنشه قاهر! چه قحط رحمتست آخر؟
دمی که تو نهای حاضر گرفت آتش چنین بالا
اگر آتش تو را بیند چنان در گوشه بنشیند
کز آتش هر که گل چیند دهد آتش گل رعنا
عذابست این جهان بی تو، مبادا یک زمان بی تو
به جان تو که جان بی تو، شکنجهست و بلا بر ما
خیالت همچو سلطانی، شد اندر دل خرامانی
چنانک آید سلیمانی، درون مسجد اقصی
هزاران مشعله بر شد، همه مسجد منور شد
بهشت و حوض کوثر شد، پر از رضوان پر از حورا
تعالی الله تعالی الله درون چرخ چندین مه
پر از حورست این خرگه نهان از دیدهٔ اعما
زهی دلشاد مرغی کو مقامی یافت اندر عشق
به کوه قاف کی یابد مقام و جای جز عنقا؟
زهی عنقای ربانی، شهنشه شمس تبریزی
که او شمسیست نی شرقی و نی غربی و نی در ج
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » AI, هوش مصنوعی
غزل شمارهٔ ۱۷۲۵
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم
در این سراب فنا چشمهٔ حیات منم
وگر به خشم روی صدهزار سال ز من
به عاقبت به من آیی که منتهات منم
نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی
که نقشبند سراپردهٔ رضات منم
نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی
مرو به خشک که دریای با صَفات منم
نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو
بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم
نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند
که آتش و تبش و گرمی هوات منم
نگفتمت که صفتهای زشت در تو نهند
که گم کنی که سرِ چشمه صفات منم
نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت
نظام گیرد؟ خلّاق بیجهات منم
اگر چراغ دلی، دان که راه خانه کجاست
وگر خداصفتی، دان که کدخدات منم
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
Provided to YouTube by DistroKid
مولانا : من بی خود و تو بی خود ، ما را کی برد خانه · Farsi Music · مولانا جلالالدین بلخی رومی
مولانا : من بی خود و تو بی خود ، ما را کی برد خانه
℗ 12269143 Records DK
Released on: 2026-04-27
Auto-generated by YouTube.
All rights reserved. Reproduction prohibited.
www.youtube.com/@Balkhestan
copyright: YS - Creative studio©
مولانا » دیوان شمس » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۱۴۴۶
گر بیدل و بیدستم وز عشق تو پابستم
بس بند که بشکستم آهسته که سرمستم
در مجلس حیرانی جانی است مرا جانی
زان شد که تو میدانی آهسته که سرمستم
پیش آی دمی جانم زین بیش مرنجانم
ای دلبر خندانم آهسته که سرمستم
ساقی می جانان بگذر ز گران جانان
دزدیده ز رهبانان آهسته که سرمستم
رندی و چو من فاشی بر ملت قلاشی
در پرده چرا باشی آهسته که سرمستم
ای می بترم از تو من باده ترم از تو
پرجوش ترم از تو آهسته که سرمستم
از باده جوشانم وز خرقه فروشانم
از یار چه پوشانم آهسته که سرمستم
تا از خود ببریدم من عشق تو بگزیدم
خود را چو فنا دیدم آهسته که سرمستم
هر چند به تلبیسم در صورت قسیسم
نور دل ادریسم آهسته که سرمستم
در مذهب بیکیشان بیگانگی خویشان
باد است بر ایشان آهسته که سرمستم
ای صاحب صد دستان بیگاه شد از مستان
احداث و گرو بستان آهسته که سرمستم
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
All rights reserved. Reproduction prohibited.
www.youtube.com/@Balkhestan
copyright: YS - Creative studio©
مولانا » دیوان شمس » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۱۲۹۹
گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ
گویند صبح نبود شام تو را دروغ
گویند بهر عشق تو خود را چه میکشی
بعد از فنای جسم نباشد بقا دروغ
گویند اشک چشم تو در عشق بیهدهست
چون چشم بسته گشت نباشد لقا دروغ
گویند چون ز دور زمانه برون شدیم
زان سو روان نباشد این جان ما دروغ
گویند آن کسان که نرستند از خیال
جمله خیال بد قصص انبیا دروغ
گویند آن کسان که نرفتند راه راست
ره نیست بنده را به جناب خدا دروغ
گویند رازدان دل اسرار و راز غیب
بیواسطه نگوید مر بنده را دروغ
گویند بنده را نگشایند راز دل
وز لطف بنده را نبرد بر سما دروغ
گویند آن کسی که بود در سرشت خاک
با اهل آسمان نشود آشنا دروغ
گویند جان پاک از این آشیان خاک
با پر عشق برنپرد بر هوا دروغ
گویند ذره ذره بد و نیک خلق را
آن آفتاب حق نرساند جزا دروغ
خاموش کن ز گفت وگر گویدت کسی
جز حرف و صوت نیست سخن را ادا دروغ
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
All rights reserved. Reproduction prohibited.
www.youtube.com/@Balkhestan
copyright: YS - Creative studio©
مولانا » دیوان شمس » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۲۰۶۶
باز برآمد ز کوه خسرو شیرین من
باز مرا یاد کرد جان و دل و دین من
سوره یاسین بسی خواندم از عشق و ذوق
زان که مرا خوانده بود سوره یاسین من
عقل همه عاقلان خیره شود چون رسد
لیلی و مجنون من ویسه و رامین من
در حسد افتادهایم دل به جفا دادهایم
جنگ که میافکند یار سخنچین من
او نگذارد که خلق صلح کنند و وفا
تازه کند دم به دم کین تو و کین من
گوید کای عاشقان رحم میارید هیچ
در کُشش همدگر از پی آیین من
یا رب و آمین بسی کردم و جستم امان
آه که مینشنود یارب و آمین من
گوید تو کار خویش میکن و من کار خویش
این بُدهست از ازل یاسه پیشین من
کار من آن کت زنم کار تو افغان گری
عید منم طبل تو سخره تکوین من
بنده این زاریم عاشق بیماریم
کاو نرود آن زمان از سر بالین من
راست رود سوی شه جان و دلم همچو رخ
گرچه کند کژروی طبع چو فرزین من
درگذر از تنگ من ای من من ننگ من
دیده شدی آن من گر نبدی این من
بس کن ای شهسوار کز حجب گفت تو
نقد عجب میبرد دزد ز خرجین من
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
All rights reserved. Reproduction prohibited.
www.youtube.com/@Balkhestan
copyright: YS - Creative studio©
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » AI هوش مصنوعی
غزل شمارهٔ ۱۴۴۵
من دلق گرو کردم عریان خراباتم
خوردم همه رخت خود مهمان خراباتم
ای مطرب زیبارو دستی بزن و برگو
تو آن مناجاتی من آن خراباتم
خواهی که مرا بینی ای بسته نقش تن
جان را نتوان دیدن من جان خراباتم
نی مرد شکم خوارم نی درد شکم دارم
زین مایده بیزارم بر خوان خراباتم
من همدم سلطانم حقا که سلیمانم
کلی همه ایمانم ایمان خراباتم
با عشق در این پستی کردم طرب و مستی
گفتم چه کسی گفتا سلطان خراباتم
هر جا که همیباشم همکاسه اوباشم
هر گوشه که می گردم گردان خراباتم
گویی بنما معنی برهان چنین دعوی
روشنتر از این برهان برهان خراباتم
گر رفت زر و سیمم با سینه سیمینم
ور بیسر و سامانم سامان خراباتم
ای ساقی جان جانی شمع دل ویرانی
ویران دلم را بین ویران خراباتم
گویی که تو را شیطان افکند در این ویران
خوبی ملک دارد شیطان خراباتم
هر گه که خمش باشم من خم خراباتم
هر گه که سخن گویم دربان خراباتم
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
All rights reserved. Reproduction prohibited.
www.youtube.com/@Balkhestan
copyright: YS - Creative studio©
مولانا » دیوان شمس » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۱۴۶۲
صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
وانگه همه بتها را در پیش تو بگدازم
صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم
چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم
تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری
یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم
جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو
چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم
هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید
با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم
در خانه آب و گل بیتوست خراب این دل
یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
All rights reserved. Reproduction prohibited.
www.youtube.com/@Balkhestan
copyright: YS - Creative studio©
مولانا » دیوان شمس » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۸۹
یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا
من خمرهی افیونم زنهار سرم مگشا
آتش به من اندرزن ، آتش چه زند با من ؟
کاندر فلک افکندم صد آتش و صد غوغا
گر چرخ همه سر شد ور خاک همه پا شد
نی سر بهلم آن را نی پا بهلم این را
یا صافیه الخمر فی آنیه المولی
اسکر نفرا لدا و السکر بنا اولی
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
All rights reserved. Reproduction prohibited.
www.youtube.com/@Balkhestan
copyright: YS - Creative studio©
مولانا » دیوان شمس » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۲۰۳۹
رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
تَرکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن
ماییم و موجِ سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین رَهِ سلامت، تَرکِ رَهِ بلا کن
ماییم و آبِ دیده، در کنجِ غم خزیده
بر آبِ دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن
خیرهکَشیست ما را، دارد دلی چو خارا
بُکْشد، کَسَش نگوید: «تدبیرِ خونبها کن»
بر شاهِ خوبرویان، واجب وفا نباشد
ای زردرویِ عاشق، تو صبر کن وفا کن
دردیست غیرِ مردن، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن
در خواب دوش پیری، در کویِ عشق دیدم
با دست اشارتم کرد، که عَزم سویِ ما کن
گر اژدهاست بر رَه، عشقیست چون زمرّد
از برقِ این زمرّد هین دفعِ اژدها کن
بس کن که بیخودم من، ور تو هنرفزایی
تاریخ بوعلی گو، تنبیهِ بوالعَلا کن
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
All rights reserved. Reproduction prohibited.
www.youtube.com/@Balkhestan
copyright: YS - Creative studio©
دیوان شمس تبریزی . رومی بلخی ،، ai
خواجه مگو که من منم من نه منم نه من منم
گر تو تویی و من منم من نه منم نه من منم
عا شق زار او منم بی دل و یا ر او منم
با غ و بها ر او منم من نه منم نه من منم
یار و نگار او منم غنچه و خار او منم
بر سر دار او منم من نه منم نه من منم
لاله عذار او منم چاره ی کار او منم
حسن وجوار او منم من نه منم نه من منم
باغ شدم زورد او داغ شدم زگرد او
زاغ شدم ز درد او من نه منم نه من منم
آب گذشت از سرم بخت برفت از برم
ماه بریخت اخترم من نه منم نه من منم
لاف زدم ز جام او گام شدم ز گام او
عشق چه گفت نام او من نه منم نه من منم
روح مرا حیات ازو ذات مرا صفات ازو
فقر مرا ذکات از او من نه منم نه من منم
جان مرا جمالازو نفس مرا جلال ازو
عشق مرا کمال ازومن نه منم نه من منم
قرق شدم ز روح او بحر شدم ز نوح او
تا برسد فتوح او من نه منم نه من منم
دولت شید او منم باز سپید او منم
راه امید او منم من نه منم نه من منم
گفت برو تو شمس دین هیچ مگو از ان واین
تا شودت گمان یقین من نه منم نه من منم
گر به گنج اندر زیان آیَد هَمی
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
All rights reserved. Reproduction prohibited.
www.youtube.com/@Balkhestan
copyright: YS - Creative studio©
مولانا » دیوان شمس » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۲۵۷۲
جانا به غریبستان چندین به چه میمانی
بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم
یا راه نمیدانی یا نامه نمیخوانی
گر نامه نمیخوانی خود نامه تو را خواند
ور راه نمیدانی در پنجهٔ ره-دانی
بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس
با سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی
ای از دل و جان رسته دست از دل و جان شسته
از دام جهان جسته بازآ که ز بازانی
هم آبی و هم جویی هم آب همیجویی
هم شیر و هم آهویی هم بهتر از ایشانی
چند است ز تو تا جان تو طرفه تری یا جان
آمیختهای با جان یا پرتو جانانی
نور قمری در شب قند و شکری در لب
یا رب چه کسی یا رب اعجوبه ربانی
هر دم ز تو زیب و فر از ما دل و جان و سر
بازار چنین خوشتر خوش بدهی و بستانی
از عشق تو جان بردن وز ما چو شکر مردن
زهر از کف تو خوردن سرچشمه حیوانی
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
Rumi Poetry - Persian Music and Singing
Tehran, Iran
Improvisation in Esfehan mode
Concert/Album: Masters of Mysteries
(Khodavandan-e Asrar, aka The Lords of the Secrets)
Tanboor: Sohrab Pournazeri
Vocal: Homayoun Shajarian
https://play.google.com/music/....preview/Blwik63kgrxk
https://www.amazon.com/Lords-S....ecrets-Homayoun-Shaj
https://itunes.apple.com/us/al....bum/the-lords-of-the
-------------------------------------------------------------------
Here are a couple of more beautiful translations compared to the embedded one. Please turn on Captions (subtitles), to see these translation on the video (Go to Settings to change them).
-------------------------------------------------------------------
1) by Manouchehr Kouhestani:
Come! Your love hath set my wits astray,
Once a fair town, I'm now in disarray;
From home and kin, your love hath made me part,
To dwell within the house of aching heart.
Inert, I was, too shamed to speak thereof,
Yet, at your sight, I found my life's true love;
I saw our souls were kindred, pure and true,
From kith and kin, I've strayed, dear one, for you.
I read of lovers' tales both night and day,
And now, in love with you, I am the play.
***********
By all the lives of drunkards, I do swear,
I am besotted, ruthless love, beware;
Upon the soul of every myrmidon,
A kindred spirit, now I am become.
By souls emancipated, I declare,
In this sweet potion, freedom's in the air;
As learned scribe, like Mercury, I'd fare,
O'er scholars all, with ink and slate to bear.
But when the wine-bearer's brow came into view,
I drowned in drink, and all my quills I threw.
***********
Thou bid'st me tear the veil of honour's claim,
And so, obedient, I forsook its fame;
Thou bid'st me shatter chalices, and hence,
I left my friends to bind my heart to thine embrace.
-------------------------------------------------------------------
2) by JZ
Come! For in your love I have lost my mind.
Once a city, now I am a ruin.
From your love I moved out of my home, left my family.
Now my bedmate is the pain of longing.
Never mind how passive I was before I saw you.
Now I’m a real man.
When I saw how sweetly our souls were related
I became a stranger to my own family.
Day and night I consumed the tales of lovers,
Now consumed by your love, I am the tale.
I swear on the souls of all holy drunkards, I am drunk on your love!
O Beloved, take my hand.
I swear by all who risk their lives for God, I am life.
I swear on the souls of the freed, I am free!
I trailed after books like Mercy after the sun.
I ranked high among intellectuals.
When I saw what was written on the Wine-bearer’s face
I broke all pens in my drunken frenzy.
You commanded, rip the veil; I ripped it!
You commanded, break the chalice; I broke it!
You commanded I cut ties with my friends.
I left all and bound myself to you.
-------------------------------------------------------------------
Persian lyrics transliterated in English:
-- selected lines from Ghazal 1499 --
beeyā kaz eshq'e to deevāne gashtam
vagar shahree bodam veerāne gashtam
ze eshq'e to ze khān'o mān boreedam
be dard'e eshq'e to hamkhāne gashtam
chenān kāhel bodam kān rā nagooyam
cho deedam rooy'e to mardāne gashtam
cho kheesh'e jān'e khod jān'e to deedam
ze kheeshān bahr'e to beegāne gashtam
fasāney āsheqān khāndam shab'o rooz
konoon dar eshq'e to afsāne gashtam
-- selected lines from Ghazal 1497 --
be jān'e jomle'ye mastān ke mastam
begeer ey delbar'e ayyār dastam
be jān'e jomle jān-bazān ke jānam
be jān'e rastgārān'ash ke rastam
atārod-vār daftar-bāre boodam
zebardast'e adeebān meeneshastam
cho deedam loh'e peeshānee'ye sāqee
shodam mast'o qalam-hā rā shekastam
-- selected lines from Ghazal 1496 --
marā goftee bedar parde dareedam
marā goftee qadah beshkan shekastam
marā goftee bebor az jomle yārān
bekandam az hame del bar to bastam
All rights reserved. Reproduction prohibited.
www.youtube.com/@Balkhestan
copyright: YS - Creative studio©
مولانا » دیوان شمس » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۲۲۴۵
مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو
ما همگان محرمیم آنچ بدیدی بگو
ای شه و سلطان ما ای طربستان ما
در حرم جان ما بر چه رسیدی بگو
نرگس خمار او ای که خدا یار او
دوش ز گلزار او هر چه بچیدی بگو
ای شده از دست من چون دل سرمست من
ای همه را دیده تو آنچ گزیدی بگو
عید بیاید رود عید تو ماند ابد
کز فلک بیمدد چون برهیدی بگو
در شکرستان جان غرقه شدم ای شکر
زین شکرستان اگر هیچ چشیدی بگو
میکشدم می به چپ میکشدم دل به راست
رو که کشاکش خوش است تو چه کشیدی بگو
می به قدح ریختی فتنه برانگیختی
کوی خرابات را تو چه کلیدی بگو
شور خرابات ما نور مناجات ما
پرده حاجات ما هم تو دریدی بگو
ماه به ابر اندرون تیره شدهست و زبون
ای مه کز ابرها پاک و بعیدی بگو
ظل تو پاینده باد ماه تو تابنده باد
چرخ تو را بنده باد از چه رمیدی بگو
عشق مرا گفت دی عاشق من چون شدی
گفتم بر چون متن ز آنچ تنیدی بگو
مرد مجاهد بدم عاقل و زاهد بدم
عافیتا همچو مرغ از چه پریدی بگو
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1
All rights reserved. Reproduction prohibited.
www.youtube.com/@Balkhestan
copyright: YS - Creative studio©
غزل شمارهٔ ۲۰۶۴
باز فروریخت عشق از در و دیوار من
باز بِبُرید بند، اشتر کین دار من
بار دگر شیرِ عشق پنجه خونین گشاد
تشنه خون گشت باز این دل سگسار من
باز سر ماه شد نوبت دیوانگی است
آه که سودی نکرد دانش بسیار من
بار دگر فتنه زاد جمره دیگر فتاد
خواب مرا بست باز دلبر بیدار من
صبر مرا خواب برد عقل مرا آب برد
کار مرا یار برد تا چه شود کار من
سلسله عاشقان با تو بگویم که چیست
آنک مسلسل شود طره دلدار من
خیز دگربار خیز، خیز که شد رستخیز
مایه صد رستخیز شور دگربار من
گر ز خزان گُلْسِتان چون دل عاشق بسوخت
نک رخ آن گُلْسِتان، گلشن و گلزار من
باغ جهان سوخته باغ دل افروخته
سوخته اسرار باغ ساخته اسرار من
نوبت عشرت رسید ای تن محبوس من
خلعت صحت رسید ای دل بیمار من
پیر خرابات هین از جهت شکر این
رو گرو مِی بنه خرقه و دستار من
خرقه و دستار چیست این نه ز دون همتی است
جان و جهان جرعهای است از شه خمار من
داد سخن دادمی سوسن آزادمی
لیک ز غیرت گرفت دل ره گفتار من
شکر که آن ماه را هر طرفی مشتری است
نیست ز دلال گفت رونق بازار من
عربده قال نیست حاجت دلال نیست
جعفر طرار نیست جعفر طیار من
copyright YS - Creative studio
مولانا #شمس_تبریز #غزل_مولانا #اشعار_عرفانی #مولوی #شعر_فارسی #Rumi #PersianPoetry #MysticMusic #SufiPoem #RumiPoetry #RumiQuotes #شعر_عرفانی #
#rumi
#farsi #hafez_ghazal_1 #poetry #persian_poetry #شعر #hafez_poetry
#farsi #
#فردوسی
#rumi
#poetry#
#farsi #
#rumi #persian_poetry
#hafez_poetry
#hafez_ghazal_1